564

تمام این مسافرخانه‌

از عطر دست‌های تو

پر خواهد شد

...

دهان اگر باز کند

این چمدان.



حافظ موسوی

عکس پیشنهادی از مهسا

398

قطاری که تو را با خود برد

چه چیز را با خود بر می گرداند؟


تعادل دنیا

گاهی فقط به مویی بند است

لوکوموتیو ران تو

کاش این را می دانست!


حافظ موسوی

295

آرزوهایت بلند بود

دست‌های من کوتاه
تو نردبان خواسته بودی
من صندلی بودم
با این همه
فراموشم مکن
وقتی بر صندلی فرسوده‌ات نشسته‌ای

و به ماه فکر می‌کنی


حافظ موسوی

158

پاییز هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد
با این همه
از منبر بلند باد
بالا که می‌رود
درخت‌ها چه زود به گریه می‌افتند!!


حافظ موسوی