659



هی رفیق  :

اگه میدونستی آدما تو شبانه روز چند دقیقه فکر می کنند
اصلا نگران این نبودی که در مورد ِ تو چه فکری می کنند...
بشین و عصاتو با همون عشقی تمیز کن که
یه وسترن هفت تیرش رو تمیز میکنه
این پـــــــــا ، درد میکنه واسه هر چی رفتنه ...


 هومن شریفی

329

چه می شود اگر حوالی ساعتی که مسافر خور نیست

یک نفر بیاید

که هیچوقت نبود

و از آسمان آنقدر سیر باشد

که پرواز به رخ لاک پشت ها نکشد

من نگاهش کنم و پیش خودم بگویم راه گم کرده است ...

و او به نشانه ی احترام به حماقتم

پول قهوه ای را که خورده ام حساب کند

با هم تمام نا کجاها را قدم بزنیم و من از ترس های کودکی ام با او بگویم

و او مدال افتخار های روی سینه اش را

پنهان کند

تا وقتی زیر یک سقف می خوابیم

خیال جفتمان

از تقسیم ِ عادلانه ی بی کسی

تا مبل های مشترک

راحت باشد ...


هومن شریفی

321

لب‌هايت به جان ديگري مي‌افتد

دردهايت به شب من
اين مشروب‌ها بي‌تو سري را گيج بي‌كسي نمي‌كنند
تو از تمام جمع‌هاي بي‌من
تا می‌تواني لذت ببر
من به دراكولايی قناعت كرده‌ام كه از بي‌كسي
تنها خون خودش را مي‌خورد


  هومن شريفی

149



نیوتن اگر جاذبه را درست می فهمید ..

معشوقه اش از درخت متنفر نبود

و در دفتر خاطراتش نمی نوشت :

" اشک های من هم / به زمین می افتاد

اما تو سیب را ترجیح دادی ."


هومن شریفی